نتایج در این بخش نمایش داده می شود

انتشارات ییلاق یاران

ادبیات ایران

پسران سرنوشت (دارن شان)


اگر بمیرم باخته ام و اگر پیروز شوم، ملعون و جهنمی می شوم . زمان رویا رویی با الهه انتقام استیو لئوپارد رسیده است . یکی از…

ادبیات ایران

ارباب سایه ها (دارن شان)


به خانه ام برمی گردم . به جایی که انسان بودنم را رها کردم. درحالی که اطرافیانم را تاریکی هدف گرفته است، تنها چیزی که می ببینم…

ادبیات ایران

دخمه های خونین (دارن شان)


دارن شان که دستیار خون آشامها بود، وقتی با ارا و آقای کرپسلی سیرک دو فریک را ترک کرد زندگی شهری به دهانش مزه کرد. شبها برای…

ادبیات ایران

هم پیمانان شب (دارن شان)


با تمام خواب های بدی که می دیدم کابوس بازگشت به مدرسه برایم غیر قابل پیش بینی بود. درخالی که جسدها روی هم انباشته می شدند تکالیفم…

ادبیات جهان

دریاچه ارواح (دارن شان)


احساس می کنم دنیای من به پایان رسیده است . اما نمی توانم روی درد خود تمرکز کنم .هرکات باید برای سفری ترسناک به دریاچه ارواح شجاع…

ادبیات ایران

شکارچیان تاریکی (دارن شان)


من با تلاش هایم به فرماندهی خون آشام ها رسیدم و زندگی ام را در میان خون آشام ها سپری می کردم ،تا وقتی که تینی آمد…